تبليغاتX
مهمانی ماه - نزاری قهستانی
اي به تو آرزوي من بيشتر از جفاي تو
سر برود ولي ز سر كم نشود هواي تو

دشمن و دوست گو بكن هر غرضي كه ممكنست
جور همه جهانيان من بكشم براي تو

باقي عمر بر درت سر بنهم به بندگي
ناكسم ار نطق زنم مختلف رضاي تو

مونس من خيال تو دولت من وصال تو
قبله من جمال تو كعبه من سراي تو

از در تو كجا روم آري اگر ترا كسي
هست بجاي من مرا نيست كسي بجاي تو

بر سر آب و آتشم از دل و ديده رحم كن
باد نفاق در سرم نيست به خاك پاي تو

ظاهر اگر نمي كني ميل به دوستي م
روشني يي به خاطرم مي رسد از صفاي تو

دست به دوستي زدم از تو مدد به همتي
حاجت من برآيد از معجزه دعاي تو

گفت نزاريا بكش بار جفا كه عاقبت
شاخ اميد بردهد از اثر وفاي تو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 1:47  توسط معز  |