تبليغاتX
مهمانی ماه - فریدون مشیری
بوی باران، بوی ســبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد

عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست ...

نرم نرمک ميرسد اينک بهار
خوش بحال روزگار

خوش بحال چشمه‌ها و دشتها
خوش بحال دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش بحال غنچه های نیمه باز
خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز

خوش بحال جام لبریز ازشراب
خوش بحال آفتاب

ای دل من گرچه در اين روزگار
جامۀ رنگين نمی‌پوشی به کام

باده رنــــــگين نمی‌بينی به جام
نقل وسبزه در ميان سفره نيست

جامت از آن می که می‌بايد تهی است؛
ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم

ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار

گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 0:30  توسط معز  |