ياد تو پرشكوه و جاويد استو آشناي قديم دل، امااي دريغ! اي دريغ! اي فريادبا دل من چه مي تواند كرد يادت؟اي یاد من ز دل برده
من گرفتم لطيف، چون شبنمهم درخشان و پاك، چون بارانچه كنند اين دو، اي بهشت جوانبا يكي برگ پير و پژمرده ؟