کس در نظر نیآرد رخسار خوب ما را
زیرا که کس نیآرد اندر نظر خدا را
ماییم در دو عالم سرچشمه ی الهی
معلوم باشد این دم رندان آشنا را
ای بی خبر ز معنی در خویشتن سفر کن
در خاکدان دنیی این گوهر بقا را
جام جهان نما را از این و آن چه جویی
از خویشتن طلب کن جام جهان نما را
گویی خدا نباشد در نشو و در نمایی
عین خدای می دان این نشو و این نما را
رندی و بی نوایی بگزین که در دو عالم
کبر و منی نباشد رندان بی نوا را
گر بگذری نعیمی از خود به چشم معنی
در هر شیئی که باشی، بینی یقین خدا را
ای مردمان، ای دوستان، خدارا...